حبيب الله الهاشمي الخوئي

69

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

منزل ايشان ورسانيد ايشان را در محل رستگارى ايشان ، پس راست شد نيزهاى ايشان وآرام گرفت سنك هموار ايشان . مقصود انتظام دولت ايشانست وآسودگى بلاد ايشان بخدا سوگند بدرستى كه بودم در ميان مردمانى كه رانندگان عساكر خصم بودند تا اين كه پشت برگرداند لشكر خصم ورو بر فرار نهادند تماما در حالتي كه عاجز نشدم وترسناك نگشتم ، وبدرستى كه اين سير وحركت من بقتال أهل بصره هر آينه مثل آن حالت سابقه است كه بودم بر آن از دليرى وشجاعت . پس هر آينه مىشكافم باطل را تا اين كه بيرون آيد حق از شكم أو چيست مرا وقريش را كه بيعت مرا شكستند وفضيلت مرا انكار كردند بخدا سوگند كه مقاتله كردم با ايشان در حالتي كه كافر بودند ، ومقاتله ميكنم با ايشان در حالتي كه مفتون هستند ، وبدرستى كه من مصاحب ايشان بودم ديروز ، همچنان كه مصاحب ايشانم امروز وتفاوت در حالت من نبوده ومن خطبة له عليه السلام في استنفار الناس إلى أهل الشام وهى الرابعة والثلاثون من المختار في باب الخطب خطب بها بعد فراغه من قتال الخوارج على ما تعرفه تفصيلا إن شاء اللَّه أفّ لكم لقد سئمت عتابكم ، أرضيتم بالحياة الدّنيا من الآخرة عوضا ، وبالذّلّ من العزّ خلفا ، إذا دعوتكم إلى جهاد عدوّكم دارت